آقا ما که یه زمانی که ایران بودیم چپو راست، عرق سگی، دست ساز، هر زهر ماری بود میخوردیم. حالا که آمدیم به قول معروف این وره آب. شاید سالی بگذرد و ما لبی به مشروب بزنیم. شاید مثلا سر جشنی چیزی، که همه نگات میکنن ببینن شاخ داری یا نه چون ایرانی هستی، یه پیک بزنیم تا یه کم خودمونی شیم. بماند که وقتی خودمونی شدیم، ازمون سوالایه مسخره میپرسن. همهٔ خرجکیا هم که ادعای سیاستشون میشه، فرق ایران و عراق رو نمیدونن
...یاده همون دوران عرق دست ساز خوردن تو ایران بخیر
فعلا سپوردمت به مولا
No comments:
Post a Comment